تو همانی که می اندیشی - جیمز آلن
-
تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 22:23
کتاب از نشر قطره است و ترجمه گیتی خوشدل و ظاهرا معروف. در قطع کوچک و حدود 60 صفحه... ابتدای کتاب میخوانیم که : * ذهن، قدرت برتری است که شکل می بخشد و میسازد، و آدمی ذهن است، و همواره ابزار اندیشه به دست، آنچه را اراده میکند شکل می بخشد، و هزاران
ربنا تقبل منا ...
-
تاریخ: 1396/2/19 ساعت: 20:47
لذت گرفتن کادوی روز معلم به صورت کاملا غافلگیر کننده :) ذوق مرگ شدم :)
خلق الانسان ضعیفا
-
تاریخ: 1396/2/19 ساعت: 20:47
امروز با دوست جانم رفتیم دکتر. برای دومین بار یه اتفاق کذایی رو توی عمرم تجریه کردم ... اولین بار وقتی بود که مامانم به خاطر فشار بالا خون دماغ میشدن. همیشه داداشم مراقب بود تا وقتی که خونش بند میومد. یه بار که داداشم نبود من کنارشون بودم و کارایی که
به آفتاب سلام! که باز می شود آهسته بر دریچه صبح...*
-
تاریخ: 1396/2/19 ساعت: 20:47
1- دیروز با دوست جانم رفتیم نمایشگاه. هم خیلی خوش گذشت هم کلی کتابای دوست داشتنی خریدیم :) فکر کنم با احتساب هدیه هایی که این ماه گرفتم، پونزده تا کتاب جدید برای خوندن دارم :) :) :) 2- این چند روزه در ادامه تلاش برای آشتی با سینمای ایران سه تا فیلم
Oblivion 2013
-
تاریخ: 1396/2/12 ساعت: 21:26
فیلم Oblivion یا فراموشی، زمین رو در سال 2077 نشون میده، زمینی که شصت سال قبل حمله ای توسط فضاییها به اون اتفاق افتاده و زمینی ها برای بردن جنگ مجبور به استفاده از سلاحهایی شدن که شرایط سکونت روی زمین رو از بین برده، و بازماندههای زمین به بزرگترین قمرِ سیاره زحل یعنی تایتان رفتن. تام کروز که در این ...
کدوم بدتره ؟
-
تاریخ: 1396/2/12 ساعت: 21:26
تدی: من از این جزیره میرم بیرون چاک، برمیگردم به سرزمین اصلی، هرچیزی که اینجا میگذره خیلی بده، میدونی... اینجا منو به فکر فرو میبره چاک: چه فکری رئیس؟ تدی: کدوم بدتره؟ زندگی کردن مثل یک هیولا، یا مردن مثل یک مرد خوب * پایانی رویایی برای معرکه ای به نام "شاتر آیلند" - دیروز برای دومین بار دیدمش. اگر ...
طعمِ شیرینِ آدم بودن
-
تاریخ: 1396/2/12 ساعت: 21:26
امروز از اون روزهاست که تا آخر عمر فراموشم نمیشه. از اون روزایی که در حد اشک تو چشم جمع شدن به آدم خوش میگذره ... امروز نویسنده محبوبم* رو دیدم و خوشحالم که برام محبوبتر شد. خوشحالم که نویسنده محبوبم از اون آدمایی نبود که وقتی روشون زوم میکنی کیفیتشون کم میشه. اومد و برامون توی یه جمع بیست - سی نفره...
هشیاری
-
تاریخ: 1396/2/12 ساعت: 21:26
معمولا وقتی بیدار میشم چند دقیقه ای طول میکشه تا به هشیاری کامل و مرحله به یاد اوردن دغدغه هام برسم. امروز اما چشمامو که باز کردم فکرکنم ده ثانیه هم طول نکشید که همه چی لود شد. درست مثل لحظه قبل از خواب... هیچ حس آسودگی و آرامش بعد از خوابی وجود نداشت... خدایا چرا این بنده ی تو انقدر عجول و ناشکره؟ ...
یکهو جیرینگ...
-
تاریخ: 1396/2/12 ساعت: 21:26
دیوار مست و پنجره مست و اتاق مست .... این چندمین شب است که خوابم نبرده است ؟! ادامه مطلب
آرام بگیر لطفا ...
-
تاریخ: 1396/2/12 ساعت: 21:26
زندگی بازی عجیبی ست. من که هنوز سر در نیاورده ام اینجا چه خبر است. روزهایی دارد که از خوشحالی در پوست خودت نمی گنجی. دلت میخواهد پرواز کنی... و روزهایی هم هست که حس میکنی هیچ دستاویزی نداری تا به آن چنگ بزنی و لااقل کمی، فقط کمی نای راه رفتن پیدا کنی برای ادامه مسیر... و من فکر میکنم هنر ادم ها و تف...
حرفها دارم بگویم از تو با گوشی که نیست*
-
تاریخ: 1396/2/12 ساعت: 21:26
خودم را در آغوش گرفته امنه چندان با لطافتنه چندان با محبتاماوفاداروفادار ساموئل بکت * عنوان برگرفته از شعری از علیرضا جعفری
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
-
تاریخ: 1396/2/12 ساعت: 21:26
در من کوچه ای ست که با تو در آن نگشته ام... سفریست که با تو هنوز نرفته ام... روزها و شبهایی ست که با تو به سر نکرده ام... و عاشقانه هایی که با تو هنوز نگفته ام... دانلود این بخش از سریال شهرزاد (کلیک)
منِ این روزها ...
-
تاریخ: 1396/1/18 ساعت: 10:06
منِ سردرگم، گاهی خیلی آشفته گاهی خیلی خوشحال، منِ پس فردا مدافع، منِ قلمیخ زده، منِ پستها را پیشنویسکننده، من ـی که دوباره غریب شده ام ... شاید هم غریب ـتر منِ چــهارده فــروردین هــزار و سیصـد و نــود و شش، کمتر از 48 ساعت مانده تا دفاع کارشناسی ارشد ... * و البته من ـی با 36 ستاره روشن این با
یه روز خوب
-
تاریخ: 1396/1/18 ساعت: 10:06
چه روز خوبی بود این 16 فروردین 96... دوستای خوب، ارائه بدون استرس، خانواده خوب، استادِ دفاع کننده از دانشجو!!، داورای با شخصیت (هرچند داور داخلی خیلی سوال کرد اما اون وقتی که استادم بهش تیکه انداخت که "دکتر عید بیکار بودیا " حسابی دلم خنک شد :)) ) ... خدایا شکرت به خاطر روزی که انقد خندیدم که عضلات
تو چرا خوشحالی؟؟
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 22:33
خواننده محترم میفرماید : "هم دورو و دورنگِ هم خیلی زرنگِ هم دلش چه سنگِ هم با من بجنگِ بجنگِ بجنگِ هم نامهربونِ هم آفتِ جونه هم با دیگرونِ" خب تو چرا خوشحالیییییی؟ چرا داری با ضرب میخونیییییی؟ با این اوصاف که باید بری از غصه بمیری :| وا :| احتمالا ملت هم تو عروسی باهاش میرقصن. آره؟؟
ماجرای نیمروز
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 22:33
بالاخره اکران نوروزی ماجرای نیمروز شروع شد و بسیااااار خوشحالم که بعد از تحویل پایان نامه به استاد و داورا، این فیلم رو در اولین روز اکرانش دیدم. چه محشری بود این فیلم ... پیشنهاد میکنم اگه میخواید فیلم رو اگاهانه ببینید این کلید واژه ها رو سرچ کنید : کشمیری، کلاهی، عباس زری باف، سازمان مجاهدین، خرد...
حیف شد که نیستی
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 22:33
اسمش رو در کنار ماهی سیاه کوچولو زیاد شنیده بودم. تا اینکه دایی جان یه خصیصه رو مثال زد و گفت مثل ماهی سیاه کوچولو ... این مثال کنجکاویمو بیشتر کرد و بالاخره خوندمش. ماهی سیاه کوچولو میتونست نماد کسی باشه که نمیخواد خودش رو با مرزها محدود کنه، فکرش فراتر از حصار دورشه... دیروز توی طاقچه دنبال یه کتا
ماه جانم
-
تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 10:27
بهار دارد از راه می رسد، نمیدانم لحظه تحویل سال، توی ذهن آدم ها چه میگذرد، اما تو خوب میدانی که من، وقتی سال قبلم را تحویل می دهم، با افتخار سرم را بالا می گیرم و می گویم: یک سال دیگر عشق تو را کنج دلم نگه داشتم ماه پاره ی من ... *محبوبم؛ اگر روزی از تو درباره ی من پرسیدند زیاد فکر نکن ! مغرور، به
حرف هایی که شما گفتید ...
-
تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 0:41
خیلی حرف گوشه دلم مونده بود، ولی الان دیدم دو تا از وبلاگایی که دنبال میکنم حرفای دل من رو به شکل زیباتری از من گفته بودن، پس دیگه نمی نویسم... فقط اون دو تا پست رو بعلاوه یه پست قدیمی از وبلاگ لافکادیو معرفی میکنم ... درخت مهربانی را بکار - منِ تو به خاطر لبخند جاسمین - لافکادیو (پست قدیمیه ولی متن...
تو را اینطور صدا میزنم ...
-
تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 0:41
چقدر اینطور صدا زدنت را دوست دارم ... یا الهی و سیدی و مولای و مالک رقی... یا من بیده ناصیتی، یا علیما بضری و مسکنتی، یا خبیرا بفقری و فاقتی..*. تو تنها کسی هستی که هرچه بیشتر جلویت به فقر و بیچارگی ام اعتراف میکنم، آرام ترم ... آرام ترم که اعتراف کنم همه وجودم تحت فرمان و اختیار توست ... آرام ترم ک...